|
گزيده هاي
تصويري (
سينمايي و
خبري) |
||||||
پاره آجر
روزي
مردي در
اتومبيل خود
با سرعت
فراوان از
جاده
كم رفت و
آمدي مي گذشت.
ناگهان يك
پسر بچه
خردسال كه در
كنار جاده ايستاده
بود يك
پاره آجر به
سمت او پرتاب
كرد.
پاره
آجر به
اتومبيل او
برخورد كرد .
مرد فورا پايش را
روي ترمز
گذاشت
، ماشين را
نگاه داشت و سريع
پياده شد و به
دنبال پسر بچه
دويد . پسر
بچه مقداري
دويد و
ناگهان در
كنار يك
شكاف
بزرگ كه در
جاده قرار داشت ايستاد .
پسر
بچه گفت
"اينجا
جاده
خلوتي است و
به ندرت كسي
از آن عبور مي
كند.
چيزي نداشتم
تا شما را
متوجه خطر كنم
و ناچار
شدم از اين
پاره آجر
استفاده كنم ".
در
زندگي چنان با
سرعت حركت
نكنيم كه آنها
كه دوستمان
دارند
مجبور شوند
براي
يك تذكر يا
هشدار ساده ، پاره
آجر به طرفمان
پرتاب كنند!