www.shariaty.com

درباره من     /    تماس با من     

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

نوشته ها      عضويت      پشتيباني

روان شناسي

رايانه

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

گوناگون

         افسانه           توليدات

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

عكس

كتابخانه

 توليدات       

شنيدن كارهاي صوتي

مشاهده مستقيم  كارهاي  تصويري

    گزيده  هاي تصويري  ( سينمايي   و    خبري)

فهرست مطالب جديد

 

پاره آجر

 

روزي مردي در اتومبيل خود با سرعت فراوان از جاده  كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان  يك پسر بچه خردسال كه در كنار جاده  ايستاده بود يك  پاره آجر به سمت او پرتاب كرد.

 پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد فورا  پايش را روي ترمز گذاشت  ، ماشين را نگاه داشت و  سريع پياده شد و  به دنبال پسر بچه دويد  . پسر بچه مقداري دويد  و ناگهان در كنار يك  شكاف  بزرگ كه در جاده قرار داشت   ايستاد .

پسر بچه گفت  "اينجا جاده  خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند.  چيزي نداشتم تا شما را متوجه خطر كنم و  ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".

 

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه آنها كه دوستمان دارند  مجبور شوند براي  يك تذكر يا هشدار ساده  ، پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند!

 

 

 

~باز گشت به صفحه اول