صفحه
ويژه
افسانه
شريعتي ( عيوضي )
افسانه
شريعتي يا
عيوضي
كدام و
چرا ؟
!
|
|
در
اتاق خودم
جلوي كمد
نشسته ام و
اين چند خط را
براي باز
خواني و ياد
آوري خاطرات
در زمانهاي
آينده
مينگارم . امشب آخرين
شب سال 1361
ميباشد و
فردا
ساعت 8 و 8 دقيقه
و 53 ثانيه سال 62
آغاز ميشود .
ولي در اين
هنگام كه
بهار دوباره
ميرسد
و سالي بر ما
گذشت ، آيا
چگونه گذشت ؟
آيا يه
كدامين يك از
اهدافي كه در
آغاز سالي كه
رو به اتمام
است ، داشتيم ، رسيده
ايم ؟ ..... آه كه
سالها
به همين
ترتيب از پس
هم ميگذرند و ما
مسافران اين
دشت
بيكران بايد كه
بار سفر بسته و رخت
بر بنديم
بدون اينكه
حتي فرصت كرده
باشيم
به خود
نگاهي
بيفكنيم و
خود را
محاكمه كنيم.
كه بهترين
دادگاه
وجدان خود ماست . 12 شب
يكشنبه 29
اسفند 61
) در 17 سالگي ) : |
به
هر جا بنگرم آنجا
تو بينم |
|
|
صفحه ويژه
ششمين
سالگرد
درگذشت همسر نازنينم
افسانه ويدئو
كليپ كوتاهي
به مناسبت سوم بهمن 1390
ششمين سال درگذشت همسر
نازنينم
افسانه سه
دقيقه Download ويدو
كليپ
دو ماهي 4
دقيقه
بهمن
85 Download ويدو
كليپ
غروب
كوهستان 3
دقيقه
ديماه
85 Download ويدئو
كليپ
رنگين
كمان
5
دقيقه
دي ماه
86 Download ويدئو
كليپ
كاروان 5
دقيقه
فروردين 89 Download
چگونگي
ازدواج
من با
افسانه
براي
آناني كه دست
و پايشان در
مراسم و مخارج
ناپسند
ازدواج بند
است . Download / شنيدن
قسمتي
از مجموعه
جنگ سخن
شماره 6 به
صورت MP3 در همين
مورد آنكه
ميگويد
دوستت دارم خنياگر
غمگيني است
كه آوازش را
از دست داده
است
اي كاش عشق
را زبان
سخن بود هزار
كاكلي شب در
چشمان توست هزار
قناري خاموش
در
گلوي من عشق
را اي كاش
زبان سخن بود آنكه
ميگويد دوستت
دارم
دل
اندوهگين
شبي است كه
مهتابش را
ميجويد احمد
شاملو كساني
هستند كه با
ما صحبت
ميكنند ، ولي
ما به آنها
گوش نميدهيم
.
كساني هستند
كه ما را مي
آزارند ،
اما زخمي
ماندگار
باقي نميگذارند
. اما كساني
نيز هستند كه
بر سر راه
زندگي ما
قرار ميگيرند
، و مهر و
نشانشان را
براي هميشه
بر ما
ميگذارند . سيسيليا
ميرلز
به دنبال
كساني نباش
كه با آنها
زندگي كني ،
به دنبال
كساني باش ،
كه بدون آنها
نتواني زندگي
كني . ويليام
شكسپير مرگ
تباه شدن جسم
نيست . فراموش
شدن در اذهان است . هرگز
فراموشت
نميكنم . نميدانم
مرداني كه
زنان را
كمتر انسان
ميدانند ،
چگونه در
چشمان مادر
و همسر خود
نگاه ميكنند
. يكي
چه شيرين
آرامشي را
ميدهد
و ويگري
چه شيرين
ميستاند
. وجود
ناكامل يك انسان
تنها در كنار
وجود ديگري
،همانند خود
او ، مساوي
در حقوق
انساني و متفاوت
در انديشه
ها ، خواست ها
و نياز ها
است كه
ميتواند
كامل شود . قسمتي
از يادداشت
به مناسبت دومين
سالروز
مسافرت ابدي
افسانه |
|||
|
عشق
وابستگي
نيست ،
همبستگي
است . . افسوس
، آن زمان که
بايد دوست
بداريم ،
کوتاهی
ميکنيم،آن
زمان که
دوستمان
دارند ، لج
بازی ميکنيم
و بعد براي
آنچه از دست
رفته آه
ميکشيم وقتي که دیگر
نبود من به
بودنش نیازمند
شدم، وقتی که
دیگر رفت من
به
انتظارآمدنش
نشستم، وقتی
که دیگر نمی
توانست مرا
دوست داشته
باشد من او را
دوست داشتم،
وقتی که او
تمام کرد من
شروع کردم ،
وقتی او تمام
شد من آغاز
شدم وچه سخت
است تنها شدن دو نفر که
عاشق اند و
عشق آنها را
به وحدتی
عاطفی
رسانده است؛
واجب
نیست که هر دو
صدای کبک،
درخت نارون ،
حجاب برفی قله ی
علم کوه ، رنگ
سرخ و بشقاب
سفالی را
دوست داشته
باشند اگر
چنین حالتی پیش
بیاید، باید
گفت که یا
عاشق زائد
است یا معشوق....
...
كامل
اين
نوشته را از
نادر
ابراهيمي بخوانيد
وقتي
بودي
همينقدر كه
ميدانستم
سلامت و شاد
در كنار من و
يا
بيمارانت هستي
، اگر
كتابي
ميخواندم ،
فيلمي ميديدم و يا به
قول خودت پشت
آن دستگاه پر دكمه
مينشستم (
كامپيوتر ) .
حتي خودم را
نيز فراموش
ميكردم
اما از روزي
كه رفته اي لحظه اي
نيست كه در
يادم نباشي و
بي اغراق اگر
در لحظات و
ثانيه هاي فرد در
زندگي كنوني
خود باشم ، در
ثانيه هاي
زوج ،با تو و
خاطرات تو
هستم . |
|||
|
صداي
آژير قرمز در
محوطه
بيمارستان
مي پيچد . اغلب
بيماران ،
پزشكان و
پرستاران به
طبقات زيرين
بيمارستان
منتقل شده
اند . اما
پرستار جوان
در حاليكه
نوبت كاري او
پايان يافته
است به جاي
حضور بر سفره
هفت سين و
مراسم
نوروزي در
كنار
خانواده خود
، بر خلاف
مقررات
بيمارستاني
با كفشهاي
معمولي
صدادار در
راهرو
بيمارستان
قدم ميزند تا
بيماراني كه
توان رفتن به
پناهگاه را
نداشته اند
بدانند كه
پرستارشان
آنها را رها
نكرده و در
اين شرايط
نيز بر بالين
آنها ميباشد . در
اسفند ماه
سال 84 عوارضي
شبيه
سرماخوردگي
در او ايجاد
شد. در آخرين
روز سال 1384 در
مجهز ترين
بيمارستان
ايران مشكلي
جدي در ريه
او تشخيص داده
شد . اما به
دليل
آغاز 15 روز
تعطيلي
سراسري در
كشور و
تعطيلي امور
تخصصي در
بيمارستان
ها ! ما را از
مجهز ترين
بيمارستان
كشور به
خانه فرستادند
تا در انتظار
پايان
تعطيلات دو
هفته اي سال
نو بمانيم ! ! و
اين امر
فرصت انجام
اقدامات
تشخيصي و
آغاز زودتر
درمان را نيز
از ما گرفت و
در نتيجه
شيمي درماني
با يك ماه و
شايد هم دو
ماه تاخير
انجام شد . 15 روز
ايام عيد را
تنها با يك
كبسول
اكسيژن كوچك
در حاليكه هر
لحظه خطر مرگ
نزديكتر
ميشد، به
اميد رسيدن
روز چهاردهم
فروردين و
باز شدن
بيمارستان
ها ! در
خانه و بدون
هيچگونه
تجهيزات
پزشكي سپري كرديم
. خوشبختانه
پس از پايان
تعطيلي دو
هفته اي !
،كاملا
تصادفي به
مجهز ترين
مركز تخصصي
ريه در ايران
مراجعه
كرديم (
بيمارستان
مسيح دانشوري
) و انصافا كه
كاركنان
بيمارستان
كاملا در كار
خود متخصص و
برخوردهاي
تخصصي و
انساني خوبي
داشتند.
افسوس كه
ديگر براي
درمان
بسياردير و
بيماري او
نيز از نوع
بسيار
خطرناكي بود
. پس از 21 روز
بستري شدن در
بخش ICU و
مراقبت هاي
لازم ،
مراحل شيمي
درماني او
آغاز شد ودر
ماههاي
آينده
مقداري حال
عمومي او رو
به بهبود رفت .
اما همانطور
كه پزشكان پيشبيني
كرده بودند
،سرانجام پس
از حدود 11 ماه نبرد
، اين بيماري
يعني سرطان
ريه بر روحيه
بسيارقوي و
بالاي او
چيره شد و
همسرم در
بهمن ماه 84 و
در چهل و
يكمين سال زندگي
اش ، براي
هميشه مرا
ترك كرد . گويي از
صحبت ما نيك
به تنگ آمده
بود
بار بربست و
به گردش
نرسيديم و
برفت روانش
شاد كه آنچه
در زندگي
دارم در
نتيجه آرامش
خاطري بود كه
با او بودن
برايم ايجاد
كرده بود . پزشكي
علم پيچيده
اي است و
بيماريهاي
بسياري داراي
علائمي
مشابه
ميباشند كه
تشخيص را گاه
بسيار مشكل
ميكند . به
همين دليل
در كشورهاي
پيشرفته اي
مانند آمريكا
اگر براي يك
سرماخوردگي
ساده نيز به بيمارستان
مراجعه كنيد
. آزمايشهاي
بسياري از
شما بعمل مي
آورند
ومعمولا نيز
در آخر با همان
تشخيص
سرماخوردگي
، با چند
آسپرين يا
داروي
معمولي
سرماخوردگي
شما را
درمان ميكنند
. اگر در
اعتراض
بپرسيد كه
چرا همان اول
كه من گفتم
سرما خورده
ام اين دارو
را تجويز نكرديد
. به شما پاسخ
خواهند داد
تا اگر خداي ناكرده
سرما خوردگي
نبود به
مسئوليت خود
عمل كرده
باشيم . من
با اولين
احساس دردي
كه همسرم در
ناحيه كمرش
داشت
بلافاصله او
را به مجهز
ترين مركز
پزشكي ايران
بردم . فقط به
يك سونو
گرافي از
كليه اكتفا
شد كه نتيجه آن
هم طبيعي بود .
اما درد
ناحيه كمر
همسرم همچنان
باقي بود .
همسر من روز
به روز ضعيف
تر ميشد و كم
كم شبها فقط
به صورت نيمه
نشسته
ميتوانست
بخوابد و
چون او خود
پرستاري
شاغل در يك
كلينيك
پزشكي بود و
هر روزنيز
با پزشك آنجا
در ارتباط
بود ، من نيز
متفاعد شده
بودم كه لابد
همان
آنفولوانزاي
افغاني است !.
بخصوص كه
تجويز مسكن
ناپروكسن
نيز موثر واقع
شده بود و
دردهاي
خنجري هنگام
حركت را آرام
كرده بود !
اما دريغ از
يك عكس ساده از
ريه فردي كه
مرتب سرفه
ميزند ، تنگي
نفس دارد ،
روز به روز
ضعيف تر
ميشود و شبها
نميتواند درازكش
بخوابد ! چه
از طرف
متخصصي كه در
مجهز ترين
مركز پزشكي
ايران او را
ديد و چه
پزشكي عمومي
كه هر روز او
را ميديد .اگر
عكسي از ريه
گرفته ميشد ، شايد
زود تر متوجه
ميشديم و
شايد هنوز
ميشد كاري
كرد . اي كاش
به فكر خودم
رسيده بود كه
عكسي از ريه
او بگيريم ! !
آخر چطور ممكن
است براي
بيماري كه
سرفه ميزند و
ضعيف شده و
شبها
نميتواند
بخوابد يك
عكس ساده
ريه درخواست
نشود ؟! وقتي
كه بعد ها به
ناچار به
جان كتابهاي
پزشكي
افتادم ( چرا
كه متاسفانه
ما در
اجتماعي زندگي
ميكنيم كه
بايد از هر
چيزي ، كمي
بدانيم ! )
ديدم كه
دقيقا درد
هاي خنجري با
تغيير موضع
در ناحيه
پهلو را يكي از
علائم عفونت
در ريه و مايع
پلور ذكر
كرده بود . اي
كاش روزي
برسد كه در
جامعه ما هر
چيز سر جاي
خودش قرار
بگيرد و هر كس
وظيفه خودش
را درست و
از روي تخصص و
تجربه براي
ديگري انجام
دهد و اگر
ميداند كه
دانش و تجربه
كاري را
ندارد از آن
حرفه خارج
شود . اي كاش
وقتي پزشكي
اتوموبيلش
را به
تعميرگاهي
ميبرد تا با
خاطري آسوده
زن و فرزند و
خانواده را
به سفري برون
شهري ببرد
مكانيك عزيز
ما وظيفه اش
را درست
انجام دهد
وبا كنترل
نكردن سيستم
ترمز،
جان همسر و
فرزند او را
در جاده به
خطر نيندازد
. اي كاش مهندس
ساختمان ما عمليات
بسيار مهم
بتون ريزي
ستون هاي
ساختمان تحت
نظارتش را به
چند كارگر
افعاني و
معماري
تجربي
نسپارد تا
هنوز ماسه و
سيمان را
مخلوط نكرده
آن را با
استانبولي
به داخل
ستون
ساختمان
بريزد ! . اي
كاش . . . و آري اي
كاش |
|||
|
خامنه شهر
افسانه
و شهر خاطره هاي
خوش من خاطره
عليصدر
-
خاطره ها نيز
نميمانند – |
|||
|
بي
تو در چهل و
دومين
سالگرد
تولدت - باورم
نيست زبد
عهدي ايام
هنوز
سوم بهمن 85 بهشت
زهرا - آگهي
سالگرد
افسانه در
نشريه نظام
پرستاري - چگونگي
ازدواج من با
افسانه بشنويد - از
تلويزيون و
سينما
بيزارم
يادداشتي
از افسانه سال 79 - نوروز
86 مرگ
تباه شدن جسم
نيست . فراموش
شدن در ذهن
است . - اين بود
زندگي ؟! به
مناسبت
سالروز
ازدواجمان
ارديبهشت 86 |
عكس عجيب
!
دوربين نيز
ميدانست اندرون
مرا - مجموعه
در فراق يار موسيقي
و كلام -
بعيد ميدانم
اما - صفحه ويژه
دومين
سالروز در
گذشت افسانه
- برف - در
سالگرد
ازدواجمان
ارديبهشت 87 صفحه ويژه
سوم
بهمن 86 آغاز سومين
سال تنهايي
من در فراق
يار سفر كرده
ام ،
افسانه |
||