حافظ

 

از رودكي تا حافظ    كاري تحقيقي  به صورت كتاب گويا 

  بخش  اول      Download

 

بخش دوم  حافظ       Download

 

گزيده اي از اشعار  مولوي ،سعدي و حافظ به همراه موسيقي     Download  

 

 

ديوان هاي حافظ       در صورت تمايل به خريد ديواني از اشعار حافظ و يا در صورتيكه در مورد ديوان خاصي  نظر  خاصي داريد اين نوشته را مطالعه فرماييد .

 

 

 

 در يكي از سياه ترين دوران تاريخ ايران يعني حمله مغولان  و در زماني كه ايران هر روز  صحنه تاخت و تاز و قتل و غارت سلطاني جديد   بود  و كسي را ياراي سخن گفتن  و حتي انديشيدن نبود . حافظ  انديشه ها ي ژرف خود را در قالب غزل هايي  دلنشينش اما به شيوه اي به قول خودش رندانه  بيان كرد . اين بيان افكار و عقايد در عين حال كه در اغلب موارد    بسيار قاطع و واضح بيان شده است  اما  در ايهامي شگفت آور نيز قرار گرفته است  و به همين دليل نيز  شايد اين اشعار توانسته اند باقي بمانند . در زماني كه محتسب يعني ماموران حكومت به شدت بر اجراي قوانين مذهبي مطابق ميل حاكمان نظارت ميكردند حافظ بيشترين حملات را به اين محتسبان در اشعارش روا داشته و تقريبا در اغلب  اشعارش سخن از مي و ميخانه  گفته  و افكار حاكمان را به  تمسخر گرفته است . و گرچه در مواردي نيز  منظور او از " مي  "  شراب نميباشد  اما در اغلب موارد مراد او از " مي  " همان شراب انگور بوده است . كمتر غزلي از حافظ  را ميتوانيد ببينيد كه در آن واژه هاي  مي و مطرب و ساقي و .. بكار  برده نشده باشد.  توجه به اين نكته نيز ضروري است كه در زمان هاي گذشته كه هيچيك از امكانات  جديد وجود نداشته است شراب و موسيقي  شايد تنها  پناهگاه  نشاط آور موجود بوده است  كه البته بويژه در ايران باستان ويژه گي هاي خاص خود را نيز داشته است و با  مفهوم مشروب خواري و مستي در امروز بكلي  متفاوت بوده است . در  اشعار شاهنامه فردوسي نيز ميتوان اين مطلب را  كاملا مشاهده كرد .

در درك اشعار و افكار حافظ دانستن شرايط تاريخي روزگار حافظ بسيار  ضروري است . (  براي كسب  اطلاعات بيشتر  در اين مورد  ميتوانيد از كتاب  رمان  حافظ ناشنيده پند اثر ايرج پزشك زاد   و نيز  مقدمه  ديوان حافظ  اثر انجوي شيرازي  استفاده  كنيد .) ( گزيده اي از اين دو كتاب را ميتوانيد  در بخش كتابخانه همين  پايگاه بخوانيد )

 

 

متاسفانه حافظ در زمان حيات خود  اقدام به جمع آوري اشعار خود نكرد و اشعار و نوشته هاي او نيز از وحشت  ماموران حكومت توسط خانواده او از بين برده شد . و پس از مرگ او بود كه اشعار او از اين سو و آن سو گرد آوري و در يك مجموعه قرار گرفت .   به اين جهت و نيز به دليل تغييراتي كه خود حافظ در اشعارش ميداده ، خواندن ديوان اشعار او هميشه با محدودي مشكلات مواجه بوده است . غزلي  در يك  ديوان به يك صورت و در ديواني ديگر با كمي تغيير ديده ميشود .   محققاني كه كار تصحيح  ديوان او را انجام داده اند برخي  اصل را  با تكيه بر نسخه هاي قديمي گذاشته اند مانند استاد قزويني . اما متاسفانه اين پافشاري بر درست بودن نسخه هاي قديمي امري شايسته و منطقي نيست . چه بسا نسخه اي بسيار قديمي باشد ، اما اشتبا ه و غلط هاي برجسته اي در آن وجود داشته باشد . زيرا ميدانيم در گذشته كتابها را به خطاطي ميداند تا از آن رونويسي كند . چه بسيار كه اين خطاط واژه اي را نتوانسته بخواند و چيزي ديگر نوشته باشد .  از نظر استاد قزويني ، نگارش  درست ، نسخه قديم تر است ! حتي اگر اشتباه آن كاملا آشكارباشد !! ،مانند :

 

  در نسخه قزويني   در غزل 222  چنين آمده است كه :

 

اسم اعظم بكند كار خود اي دل خوش باش               كه به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود

 

حال آنكه صورت صحيح شعر  چنين ميباشد كه :

 

اسم اعظم بكند كار خود اي دل خوش باش               كه به تلبيس و حيل ديو سليمان نشود

 

چرا كه اين مسئله اشاره به داستان معروفي دارد كه ديوي  پس از سرقت انگشتر سليمان خود را به جاي او سلطان ميخواند و بر تخت او مينشيند ولي وزير سليمان با خواندن اسم اعظم ديو را وادار به فرار ميكند و ديو انگشتري را به دريا مي اندازد و يك ماهي آن را ميخورد و با صيد شدن اين ماهي دوباره سليمان بر تخت سلطنت مينشيند . بنابراين شعر اشاره به اين داستان دارد و مقصود شاعر اين است كه با حيله  ديو ،  سليمان  نميشود  و نه اينكه  مسلمان نميشود .     اما استادي چون قزويني نيز چشم خود را به روي اين امر ميبندد و متاسفانه نابخردانه اصل را بر درست بودن نسخه قديم ميگذارد حتي در چنين مورد كاملا آشكاري . ( هيچكس و هيچ چيز مطلق نيست )

 

گاه كسي كه كتاب را نسخه برداري ميكرده است حتي ذوق شعر هم نداشته و در صورت  آشنا نبودن با واژه اي ، كلمه اي را بكار برده است كه بسيار نازيبا ميباشد مانند :

 

شد چمان  در چمن حسن و لطافت ليكن     در گلستان وصالش نچريديم و برفت

 

از آنجا كه بسيار  بعيد است حافظ با آن وسواس در انتخاب واژه هاي زيبا و مناسب ،  واژه نازيباي چريدن را به كار برده باشد   اين بيت در اغلب نسخ ( حتي قزويني ) تصحيح و بدين صورت آورده شده است  :

شد چمان  در چمن حسن و لطافت ليكن     در گلستان وصالش نچميديم  و برفت

 

در هر حال هيچيك از اين موارد اندك  از عظمت شعر حافظ و وسعت معاني آن كم نميكند . و موسيقي اعجاب انگيز كلام حافظ خود  ذهن را به مقصد درست رهنمون ميشود . و در هر شرايط و سن و سال و عقيده و مسلكي ميتوان شعر حافظ را خواند و از آن لذت برد . همين ايهام شعر او نيز باعث شده است تا اشعار حافظ تفسير پذير باشند و هر كس بتواند به ميل خود آنها را تعبير و تفسير كند ولذا  ديوان حافظ  را  هم در سجاده نماز زاهدان  ميبينيد و هم در قفسه كتاب منكران .   اما با مطالعه تاريخ زمان حافظ و آشنا بودن به شرايط زمان او و نيز با اطلاع از افكار و عقايد حافظ كه از اشعارش نيز كاملا نمايان است ، به سادگي  ميتوان منظور او را در اشعارش درك كرد . و اين  شايد نتيجه همان رندي حافظ ميباشد كه خود  بارها به آن بارها اشاره ميكند . ( حافظ به صراحت  خود را عاشق و  رند و نظر باز معرفي ميكند )  البته بايد به اين نكته نيز دقت كرد كه اشعار او به ترتيب زماني گرد آوري نشده اند و تغيير در تفكر و جهان بيني در سنين مختلف و دوران جواني و يا پختگي هر انساني را بايد در بيان افكارش در نظر داشت . چه بسيار عقايد دوران جواني كه در دوران پختگي كمرنگ و يا بي رنگ ميشوند . و اين شامل همه انسان ها ميباشد . تذكر اين نكته را هم لازم ميدانم كه   انديشه ها و حتي خود  اشعار  حافظ  در بسياري موارد بر پايه افكار و اشعار گذشتگان او ميباشد  اما حافظ به چنان زيبايي آن مفاهيم  را بكار برده است كه  در مواردي بارها از اصل شعر يا انديشه نيز با شكوه تر شده است . البته بجز در مورد سعدي كه حافظ گرچه از افكار و اشعار او استفاده كرده است اما زيبايي و شكوه شعر سعدي همچنان پابرجا و در مقام اول باقي  مانده است حال آنكه در مورد ساير شعرا ، بيان حافظ  ، آن اشعار و شعرا  را بكلي از يادها برده است . علاقمندان به مطالعه در اين مورد ميتواند به آثار مرحوم دشتي در زمينه اشعار حافظ مراجعه كنند .     در هر حال به نظر من  حافظ متفكر و فيلسوفي  بود كه نبوغ بيمانند ادبي اش  به او كمك كرد تا بر خلاف ساير متفكران و فيلسوفان ، افكارش را در قالب زيباترين موسيقي كلام  بر حافظه پارسي زبانان  جاودان سازد .

 

برخي از غزليات حافظ     با توجه به نكاتي كه ذكر شد  :

 

روزه يكسو شد و عيد آمد و دلها برخاست                        مي     زخمخانه   بجوش   آمد  و  ميبايد   خواست

توبه   زهد   فروشان   گرانجان   بگذشت                         وقت    رندي    و    طرب  كردن    رندان   پيداست

چه ملامت بود آنر ا كه  چنين باده  خورد                         اين چه عيبيست بدين بي خردي   وين   چه خطاست

باده نوشي كه در او  روي و  ريايي  نبود                         بهتر   از  زهد  فروشي   كه   درو  روي و رياست

ما  نه  مردان   ريايم   و   حريفان    نفاق                         آنكه   او   عالم   سر    است      بدينحال    گواست

( در نسخه قزويني آمده است  ما نه رندان ريا ييم     كه بنظر درست نمي آيد چرا كه رندي (حداقل  از نوع حافظي اش ) و ريا با هم نميخواند )

فرض ايزد  بگذاريم  و  به كس  بد  نكنيم                          وانچه    گويند   روا نيست     نگويم     رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم                         باده از خون رزانست نه ازخون  شماست

اين چه عيب است كز آن عيب خلل خواهد بود                    ور بود نيز چه شد مردم بي عيب كجاست

 

 

آنكس است اهل بشارت كه اشارت داند                 نكته ها هست  بسي  محرم اسرار كجاست .

 

 

چيست   اين   سقف بلند   ساده  بسيار  نقش                     زين  معما  هيچ  دانا  در  جهان آگاه نيست

اين چه استغناست يارب وين چه قادر حكتست                    كين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست

 

 

ما را به منع عقل مترسان و مي بيار                    كان شحنه در ولايت ما  هيچ كاره نيست

 

 

 

 مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز               ور نه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست

 

 

از رودكي تا حافظ    كاري تحقيقي  به صورت كتاب گويا  را بشنويد

 

 

 

 

Under cunstruction

 

www.shariaty.com

 

درباره من  /   تماس با من    نوشته ها ي من    كارهاي صوتي    كارهاي  تصويري       عكس ها     توليدات     پشتيباني   Youtub          

صفحه ويژه افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

گزيده هاي تصويري

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

گوناگون

 فهرست مطالب جديد

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

كتابخانه      

بايگاني (آرشيو )       

فيلمهاي مستند علمي

 

 

 

 

باز گشت به صفحه اصلي