www.shariaty.com

 

farsi.jpg

پارسي را پاس  بداريم   اما  درست

 

اين تنها يك اظهار نظر شخصي است و نه تخصصي  و اگر كارشناساني  با آن  مخالف هستند  و يا اشكالي در آن ميبينند  خوشحال ميشوم  نظرشان را بدانم.

 

من شخصا ضمن آنكه تنها تعصب به  فرهنگ انسانيت  را درست ميدانم  و آرزو ميكنم كه روزي همه انسانها در اين سياره و اگر بختي يار بود در ساير سياره ها ، با زبان و مرامي يكسان  در مسير انسانيت گام بردارند اما  اينكه در محدوده اي كه منافاتي با فرهنگ انساني ندارد  انسانها ، زبانها و فرهنگهاي زيبا و متنوع خود را حفظ كنند را هم امري ناپسند  نميدانم . به همين دليل حفظ زباني كه ميتواند  ضمن  پيوندي ملي  ارتباط ما را با افكار و نوشته هاي بيش از هزار سال تاريخ خود  نيز برقرار داشته باشد  امري مفيد و حتي لازم ميدانم . بنابراين در حد امكان تلاش ميكنم ضمن جلوگيري از كاربرد واژه هاي خارجي  به پارسي درست هم سخن گفته و بنويسم – در حد توان و دانش – در اين راستا هم اين امر را كه افرادي  براي آنكه نشان دهند كه  سواد ، رتبه و شان بالاتري دارند  ! مدام از واژه هاي خارجي استفاده ميكنند را  نه تنها درست و زيبا  نميدانم  كه چه بسا زبان ما را در آينده نزديك به سرنوشت زبان  همسايه هاي همزبانمان در افغانستان   دچار كند  كه از هر چهار واژه آن  سه  تا انگليسي شده است  آنهم واژه هايي چون   پوروگرام ،پروسه  ، ماركت و ... .

فردي  در زمينه سينما صحبت ميكند و براي اينكه بگويد كه خيلي هنرمند است و كلاسش بالا ست  به جاي صحنه  و محل فيلمبرداري  ميگويد   لوكيشن .  اعتراض هم كه ميكني ميگويد  واژه سينما و فيلم هم فرنگي است . حال آنكه استفاده از واژه هايي كه هر چند ميتوان و بايد براي آنها هم جايگزينهاي مناسبي تهيه كرد   يك چيز است و اينطور خود را به آب و آتش زدن كه به جاي محل يا صحنه فيلمبرداري هم بگوييم  لوكيشن  و يا به جاي تبليغات بگوييم پروپاگاندا    يك چيز ديگر . البته تقريبا در همه زمينه ها ي علمي و هنري اهل فن و هنر چندان هم دلشان نميخواهد  به زبان قابل فهم صحبت كنند ! و متاسفانه  اكثريت افراد جامعه هم وقتي شخصي زياد از اين گونه واژه ها استفاده ميكند  او را بيشتر صاحب  فضل ميدانند !

اما در هر حال  زبان ها در همه دنيا  واژه هاي مورد نياز خود را از زبانهاي بيگانه گرفته و ميگيرند اما آنها را به گويش خود  تغيير داده و بكار ميبرند .و هيچ اشكالي نيز در اين امر وجود ندارد . چرا كه آنچه كه نبايد به خطر بيفتد ساختار  زبان است  ( گرامر و قواعد بيان و نگارش  كه متاسفانه در بسياري زير نويس هاي فيلمها و ترجمه ها توسط افراد نا آگاه به هيچ روي در نظر گرفته نميشود و واژه ها به همان ترتيب و نظمي  از نظر محل فعل و فاعل و ..  كه در انگليسي  وجود دارد  ترجمه ميشود  ).  الكل  را  درانگليسي  الكهل ميگويند و جبر را الجبرا و بهشت را پرادايز ( همان پرديس خودمان )  هيچ اشكالي هم ندارد . ما هم واژه هاي مورد نيازمان را ميگيريم و با   و گويش  (1)خود  بكار ميبريم .       .   ضمن اينكه چه بخواهيم و چه نخواهيم و چه بپسنديم و چه نپسنديم  زبان ما با زبان عربي نزديكي و تلفيق زيادي دارد  كه بسياري از پيشرفتهاي آن نيز ناشي از توانايي هاي ادبي خود ايراني ها بوده است . تعصب بر حذف همه  واژه هاي عربي از زبان پارسي  ، صدمه زيادي  به اين زبان  و ادبيات غني آن ميزند . در مواردي نيز واژه هاي عربي  بكار رفته در زبان پارسي با مفهوم آنها در زبان عربي بكلي متفاوت هستند  . از جمله واژه " غذا "  كه ما به مفهوم خوراكي بكار ميبريم  در عربي آنهم ظاهرا در  عربي كهن و به صورت  غِذاء نوشته و با تلفظ  زير (كسره ) در حرف اول  مفهوم  ادرار شتر را ميدهد  . اما  هيچ پارسي زباني اين واژه را با اين مفهوم بكار نميبرد ! و به جاي واژه رستوران هم بهتر است بگوييم غذا خوري  مگر واژه بهتري براي آن يافت شود .  البته اينكه آيا كاربرد اين گونه واژه ها و يا برخي اسامي عربي  كه ما با احترام نيز از آنها استفاده ميكنيم  اما معاني آنها در زبان عربي بكلي متفاوت است  به دليل شيطنت اعراب  پس از حمله به  ايران صورت گرفته يا نه را من  نميدانم اما  در هر صورت  اين واژه ها  ديگر در مفهوم خود  در عربي در زبان پارسي كاربرد ندارند .  ما  در صورت رضايت و براي تشكر، به شخصي كه كاري برايم انجام داده   انعام ميدهيم  حال آنكه  اين واژه به گونه اي كه ما تلفظ ميكنيم يعني زبر ( فتحه ) براي الف   به معني چهار پا ميباشد  و درست آن  با تلفظ  زير   براي الف ميباشد .و يا مستخدم  با كسر دال   كه ما بكار ميبريم در عربي  مفهوم استخدام كننده ميدهد و براي مفهومي كه مورد نظر ماست يعني بكار گرفته شده  بايد حرف دال را با پيش ( فتحه )  بيان كرد . و واژه هاي بسيار  ديگر .    حال آيا ميبايست اين واژه ها را يا از فرهنگ پارسي حذف كنيم و يا معادل پارسي آنها را ساخته و بكار ببريم  و آيا اساسا اين كار شدني است يا نه  را من   نميدانم  و در اين زمينه صاحب نظر هم نيستم .(2) اما ميدانم كه اين واژه ها ديگر در زبان پارسي آن مفهوم زبان اصلي را نميدهند . حال اگر واژه هاي زيباي پارسي  براي آنها داريم و ميتوانيم  بكار ببريم  كه چه زيباتر  اما اگر  نه . اينقدر هم نگران واژه هايي چون  غذا  و  محل غذاخوري و ..   نباشيم  و يا اگر ميتوانيم   از اسامي زيباي پارسي استفاده كنيم كه چه زيباست كه چنين كنيم و اگر نه ، توهيني را متوجه كساني كه اسامي عربي اما با معاني نازيبايي در فرهنگ عربي دارند ، متوجه نكنيم . اما ميتوانيم  اندك اندك تلاش كنيم  تا آنجايي كه ميدانيم و ميتوانيم  در گفتن و نوشتن  زبان پارسي را پاس بداريم و براي اظهار شخصيت مثل ريگ  بيابان از واژه هايي كه مترادف پارسي زيبا و يا حداقل عربي تقيير يافته يا پذيرفته شده در زبان پارسي  هم دارند استفاده نكنيم . واژه  غذا خودي   ناراحت كننده نيست  زيرا كسي در حال حاضر از آن   محلي براي خوردن ادرار شتر را برداشت نميكند .( هر چند كه اگر از شيطنت اعراب در حمله به ايران بوده پذيرشش توسط اجداد ما مايه شرمساري است )  اما  واژه  فست  فود  و كافي شاپ و هات چاكلت و ...  را ميتوانيم براي احساس  شخصيت كردن  بكار نبريم  . ( به نظر من  كاربرد  واژه ساندويچ كه گرفته شده از نام شخصي است  كه به دليل مشغله زياد غذايش را اينگونه ميخورده است و يا محل زندگي او  بسيار پسنديده تر از فست  فود  است )

مظفر شريعتي

آذر 89

1- به همين دليل به نظر من برخي واژه ها و اسامي را ما نبايد  با تلفظ اصلي آن در هنگام پارسي صحبت كردن بكار ببريم  از جمله وقتي ميخواهيم  بگوييم  كاليفرنيا  نبايد  كاف را با فتحه تلفظ كنيم  زيرا  اينك ما اين واژه را با آواي زبان خود بكار ميبريم . همانطور كه  وقتي به انگليسي صحبت ميكنيم  نيز  نبايد بگوييم  كآ   آ    زيرا  در اين صورت  آهنگ زبان انگليسي را خراب كرده ايم . 

2-    در زمينه كاربرد واژه هاي پارسي يا بيگانه   متاسفانه شاهد هر دو سوي  افراط و تفريط  نيز هستيم . از دوست گرامي  ام آقاي دكتر ناجي كه مطلبي از ايشان در مورد سازهاي نامتعارف در موسيقي  را چندي قبل در اين پايگاه قرار دادم   مثالي در اين مورد به خاطر دارم كه برايتان بازگو ميكنم .  يكي   از دكتر حسابي  كه اينگونه نوشته اند :       سه كنج نوژنده همادي ورزه در پردازه ...  (سطح مقطع موثر كلي انرژي در تابع ... )        و ديگري از استادي ديگر كه ايشان هم چنين  نوشته اند    " موتاسيون بارتيكول تحت رادياسيون اولترا ويوله اكسيته ميشود ...

با نگاهي به جدول زير مشاهده ميكنيد كه به چه آساني ميتوانيم  بهتر و زيباتر به زبان ملي خود سخن بگوييم .

به جاي

بگوييم

ابتدا

نخست

ابتدايي ترين 

ساد ترين

ابتلاء

دچار شدن

ابتكار

نوآوري

ابديت

جاودانگي

اتباع

شهروندان

اتحاد

همبسنگي

اتفاق

رخداد

اتوماتيك

خودكار

اتوموبيل

خودرو

اجتناب

دوري

اجرت

دستمزد

اجناس

كالا ها

اجير

مزدور

احترام

ارج

احتمالا

چه بسا

احتياج

نياز

زاويه

گوشه

عرض

پهنا

مثلث

سه گوش

ضلع

پهلو

جذر

ريشه

فارغ التحصيل

دانش آموخته

ثبت نام

نام نويسي

تجديد نظر

بازنگري

اعتماد به نفس

خود باوري

تاخير

دير كرد

افتتاح

گشايش

دايره المعارف

دانشنامه

لوازم التحرير

نوشت افزار

غير مترقبه

نابهنگام

مجوز

پروانه

ترمينال

پايانه

لودر

خاك بردار

بولدوزر

هموار ساز

بك گراند

پس زمينه

موزيك ويدئو

نماهنگ

گريم

چهره پردازي

اسلو موشن

كند نمايي

انيميشن

پويا نمايي

اكشن

پر حادثه

كلينيك

درمانگاه

اپيدمي

همه گير

آنتي بيوتيك

پادزيست

راديولوژي

پرتو شناسي

اسكلت

استخوان بندي

پرانتز

كمان

كروشه 

چنگك

فلش

پيكان

ويزا

رواديد

پاسپورت

گذرنامه

توريست 

گردشگر

فرست كلاس

درجه يك

كامپيوتر

رايانه

مانيتور

نمايشگر

يوزر نيم

نام كاربر

پسورد

گذر واژه ، اسم رمز ،كلمه عبور

سرچ

جستجو

كيس

جعبه

اسپيكر

بلند گو

سي دي

گرده

فلش مموري

فشنگي  ( حافظه فشنگي )

يوزر فرندلي

كاربر پسند

پرينت پري ويو

پيش نمايش چاپ

كد

شناسه

استند باي

آماده بكار

گير بكس

جعبه دنده

بالكن

ايوان

استاديوم

ورزشگاه

گلر

دروازه بان

شوت

شليك

تي بگ

چاي كيسه اي

اردور

پيش غذا

آكواريوم

آبزي دان

دراور

كشويي

آلبوم

جنگ ، مجموعه

كپي

رونوشت

ترم

نيمسال

آرشيو

بايگاني

سالن

تالار

ليست

فهرست

توستر

برشته كن

فريزر

يخزن

ميكروويو

تند پز

آباژور

نورتاب

انسر ماشين

پيام گير

شومينه

بخاري ديواري ،  هيمه سوز ،چوب سوز

باربيكيو !

منقل

اسپانسر !

پشتيبان

پاساژ

بازارچه

كاتالوگ

كالا نما

اتيكت

بها نما

سونا

گرمخانه

جگوزي

آبزن

كنتور

شماره گر

پلمب

مهر و موم

كليپس

گيره

لنز

عدسي

سريال

زنجيره

پرسنل

كاركنان

كميته/ كميسيون 

كار گروه

كنگره

همايش

سمينار

هم انديشي

كانال

آبراهه

گالري

نگارخانه

دكور

آرايه

پارتيشن

ديوارك

ماكت

نمونك

 

 

درباره من

تماس با من

نوشته ها

گفتگو

 كارهاي   صوتي    /  تصويري

فهرست مطالب جديد

توليدات

 گزيده ها

پشتيباني  

   Youtub   

 افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

  گوناگون   

كتابخانه

فيلمهاي مستند علمي

 

~باز گشت به صفحه اول 

 

 

 

 

 

~باز گشت به صفحه اول